فارسي دوم ابتدايي



  درس هفدهم – نوروز – بنويسيم



  1- پنج ترکيب مانند ترکيبهاي زير از درس را پيدا کن و بنويس.

مثال: مردم جهان – سال نو – نوروز يا سال کهنه – سرسبز – هفت سين – ماهي قرمز چهارشنبه سوري - شمعهاي روشن- خرمي باغ – آغاز فصل.  



  2-هر يک از کلمات زير را به جمله اي وصل کن که با آن ارتباط دارد:

 



  3- کلمه هاي زير را با " ان " جمع ببنديد:

گرسنه = گرسنگان
گوسفند = گوسفندان
ستاره = ستارگان
دونده = دوندگان
درخت = درختان
پرنده = پرندگان
 



  4- دسته بندي کن، کدام در هر دو دسته زندگي مي کنند؟
آهو – گنجشک – ماهي – زرافه – خرچنگ – لاک پشت – نهنگ

حيوانات خشکي

آهو – گنجشک – زرافه

حيوانات دريا

ماهي – نهنگ

حيوانات خشکي و دريا

خرچنگ – لاک پشت

 


  5- پاسخ پرسشهاي زير را بنويس.

مثال: سعدي شاعر بزرگ ايران، اهل شيراز بود، به او چه مي گويند؟
شيرازي ( سعدي شيرازي )
الف) به کوزه اي که از جنس سفال باشد چه مي گويند؟
کوزه سفالي.
ب) به دستمالي که از جنس کاغذ باشد چه مي گويند ؟
دستمال کاغذي.
 



  6-به جاي حرف وسط ( مهر ) ده حرف آخر الفبا را بگذار و بنويس. سپس دور هر کلمه با معني که معني آنها را نمي داني را خط بکش.

مثال: مصر.
ميو – مور – مضر – ملر – مغز – مفر – مغر –منو .
 



  7- با " کار " پنج کلمه جديد بساز و معني آنها را بنويس:

ستم کار: يعني کسي که ستم مي کند.
نيکوکار: کسي که کار نيک مي کند.
گلکار: کسي که در باغ ها و پارک ها گل مي کارد.
مددکار: کسي که به ديگران کمک مي کند.
درست کار: کسي که کار درست انجام مي دهد.
 



  8- با افزودن نقطه، کلمه هاي با معني بساز:

کبک: کبک پرنده زيبايي است.
کپک: نان در جاي گرم و بدون هوا، کپک مي زند.
 



  9-به جاي کلمه داخل کمانک، کلمه هم معني آن را قرار بده:

نوروز فصل ( سرسبزي ) باغ و دست است. ( خرٌمي )
يکي از رسمهاي ( زيباي ) نوروز ديد و بازديد است. ( قشنگ )
مردم ما پيش از نوروز، خانه ها را ( پاکيزه ) مي کنند. ( تمييز )
 



  10- با هر کلمه، دو کلمه تازه و با معني بساز.

مثل: کتاب = کتاب خانه، کتاب فروش.
هنر = هنرمند، باهنر
گل = گل فروش، گل خانه
روز = روزنامه، روزگار
 



  11- نوروز يعني روز نو:

پيرمرد يعني مردي که پير است.
گلاب يعني آب گل.
گل خانه يعني خانه گل.
 



  12- کامل کن:

همکار
کارمند
پرکار
کارگر
صاف کار
کارگردان
 



  13- قاليچه يعني قالي کوچک، دفترچه يعني دفتر که کوچک است.

صندوقچه يعني صندوق کوچک.
درياچه يعني درياي کوچک.
 

 

http://www2.irib.ir/amouzesh/d/page_sh.asp?key=32&ov=6