درس پانزدهم
رنج و گنج


معني شعر به زبان ساده (شعر از محمدتقي بهار)
1– برو کار کن نگو که کار چيست و چه ارزشي دارد، بلکه کار يک سرمايه ماندني و ابدي است.
2– ببين که دهقان دانا، هنگامي که مي خواست از دنيا برود، به فرزندان خود چه گفت و چه درخواستي از آنها داشت.
3– که آنچه به شما به ارث رسيده (براي شما بازمانده) دوست داشته باشيد و بدانيد که گنجي از گذشتگان در آن است.
4– وقتي که ماه مهر فرا رسيد زمين کشتگاه را بلند و همه جاي آن را زير و رو کنيد.
5– هيچ کجا از باغ (يا زمين کشاورزي) را نکنده باقي نگذاريد و در هر کجا از آن گنج سراغ بگيريد (دنبال گنج بگرديد).
6– پدر از دنيا رفت و پسران به اميد پيدا کردن گنج، براي جستجو کردن و کندن زمين رنج بسيار بردند.
7– با کمک بيل و گاو آهن، هم اين قسمت زمين و هم آن قسمت زمين و هر جا که بود را کندند.
8– اتفاقاً در آن سال، از آن زميني که خوب شخم زده شده بود. از هر بذر (دانه کشاورزي) هفتاد دانه گندام به دست آمد.
9– در آن زمين گنجي پيدا نشد ولي همانطور که پدر گفته بود، رنجي که پسران کشيده بودند، تبديل به گنج شد و محصولات کشاورزي بسياري را برداشت کردند.

به اين جملات توجه کنيد:
يک سال گندم کمياب شد. که ميراث خود را بداريد دوست. ما نبايد غذاي مسلمانها را انبار کنيم.
بگيريد از آن گنج هر جا سراغ. پرستوها به لانه برگشتند. نشد گنج پيدا ولي رنجشان. رضا صبح زود بيدار مي شود. چنان چون پدر گفت شد گنجشان.
در بيشتر جمله ها کلمه ها به صورت منظم دنبال هم قرار مي گيرند، اما در جمله هايي که در شعرها به کار مي روند، گاهي کلمات به صورت نامنظم دنبال هم قرار مي گيرند.

کار در کلاس
:
1– توضيح دهيد که داستان شعر چه رابطه اي با درس خواندن دارد؟
درس خواندن هم مانند بذر پاشي در زمين کشاورزي است. همانطور که اگر در زمين کشاورزي خوب کار شود، محصول خوبي به دست مي آيد. درس خواندن هم با در نظر گرفتن سختيها و مرارتها در آخر نتيجه شيريني دارد و آن قبولي با نمرات قبول و آينده اي مناسب است.

2– معناي ترکيبات زير را بگوييد:
سرمايه جاوداني -->اندوخته ابدي
مداواي بيماران --> معالجه بيماران
ميراث خود --> آنچه که به ارث مي رسد.
کاويدن دشت --> کندن و زير و رو کردن دشت
مفاخر بزرگ --> انسانهاي پر افتخار و دانشمند
ثمره کوشش دانشمندان --> نتيجه تلاش انديشمندان
ارتعاشات صدا --> لرزشهاي صدا
نقايص کار خود --> نقصها و ايرادهاي کار خود
شعف بسيار --> شادي فراوان

3– با هريک از اسمهاي زير يک جمله بگوييد و فعل جمله را مشخص کنيد:
پرستو: پرستو پرنده بسيار باهوشي است.
است=فعل
سلمان: پيامبر گرامي اسلامي (ص) سلمان فارسي را بسيار دوست مي داشت.
مي داشت=فعل
ابوذر: ابوذر، مشک پر آب را بر دوش مي کشيد.
مي كشيد=فعل
زکرياي رازي: زکرياي رازي، الکل را کشف کرد.
كشف كرد=فعل
ايران: ايران کشور قهرمانان و پهلوانان بزرگ است.
است=فعل
تلفن: تلفن وسيله اي براي ايجاد آسايش و رفاه مردم است.
است=فعل

پرسش:
1– چرا کار، سرمايه جاوداني است؟
چون با کار و تلاش آينده خود را تأمين مي کنيم.

2– ميراث دهقان، چه بود؟
زمين کشاورزي که از پدرانش به ارث رسيده بود.

3– دهقان به پسران خود، چه گفت؟
گفت: اين زمين را دوست بداريد، چون گنجي در آن پنهان است و شما بايد آن را پيدا کنيد.

4– نتيجه رنج پسران چه شد؟
برداشت محصول بسيار فراوان و خوب که براي آنان حکم گنج را داشت.

5– چرا به اين دهقان گفته شده است « دانا»؟
چون با اين جمله پسران خود را وادار کرد که کاري بزرگ را انجام دهند، کاري که به طور معمولي و با هيچ پند و اندرزي نمي توانست آنها را وادار به آن کند و آن هوس پيدا کردن گنج بود.

تمرين املا:
1– براي هر کدام از کلمه هاي زير هر چند کلمه هم خانواده مي توانيد بنويسيد؟
ميراث --> ارث، موروث، وارث، وارثان
صادق --> صداقت، صدق، صدوق، مصدق
جاوداني --> جاودانه، جاودان، جاويد، جاويدان
حضرت --> حضرات، محضر، حاضر، محضور
غذا --> غذايي، اغذيه، تغذيه

2– شش کلمه بنويسيد که در آنها حرفهاي زير وجود داشته باشد:
غ. غر،مغ بغذ: غذا، تيغ، قعر، غوره، باغ، غافل
ع. عر بع بعد: علم، وسيع، عالم، معلوم، سعيد

3– هم معني کلمه هاي زير را بنوسيد:
گذشتگان -->پيشينيان
هميشگي --> ابدي
درمان --> مداوا کردن
زحمت --> رنج و سختي
کندن --> حفر کردن
فقير --> تهيدست
ناچار --> ناگزير

تمرين انشا:
1- داستان شعر را به صورت قصه در پنج سطر بنوسيد:
دهقان پيري در لحظات قبل از مرگ، فرزندان خود را احضار کرد و به آنها گفت که ارث من بر شما تکه زميني است که در آن گنجي پنهان شده و متعلق به شماست. پس تلاش کنيد تا گنج را بيابيد. پسران شب و روز براي يافتن گنج تلاش کردند و زمين را زير و رو کردند ولي گنجي پيدا نشد. در عوض آن مثال چون زمين خوب شخم خورده بود محصول بسيار عالي و فراوان داد تا نتيجه زحمات پسران هدر نرود.

2- بنويسيد که به نظر شما چرا دهقان به فرزندانش چنان سفارشي کرده بود؟
چون با اين سفارش، آنها را وادار به شخم زدن زمين کرد که نتيجه آن برداشت محصول عالي و فراوان بود.

درس شانزدهم
چند سخن از سعدي

معني درس به زبان ساده (از گلستان سعدي)
1– دو نفر رنج بيهوده و تلاش بدون نتيجه داشتند. يکي آن کس که دارايي و سرمايه خود را جمع کرد ولي از آن بهره اي نبرد و استفاده نکرد و شخص ديگر آنکه علم آموخت ولي در عمل به کار نبرد.
2– هر چه قدر که علم و دانش بيشتر بيندوزي، اما وقتي علم خود را در عمل به کار نبري، باز هم نادان هستي و علمت به کار نمي آيد.
3– از کسي پرسيدند: دانشمند بدون عمل مانند چيست؟ پاسخ داد: مانند زنبوري که عسل نمي دهد. (تلاش مي کند ولي بي فايده است.)
4– از لقمان پرسيدند. ادب را از که ياد گرفته اي؟ پاسخ داد از اشخاص بي ادب، چرا که هر عملي که آنان انجام مي دادند و در نظر من زشت و ناپسند مي آمد، از آن عمل دوري مي کردم و ديگر انجام نمي دادم.
5– ماده خوشبو همان است که خودش بوي خوش داشته باشد. نه آنکه عطار (عطر فروش) از آن تعريف کند. شخص دانا مانند صندوقچه کوچکي است که عطرها را در آن نگه مي دارند. اين جعبه بي صداست ولي پر از بوي خوش و دانا هم در عين سکوت و بي تکلفي، هنر خود را با علم و دانش خود نشان مي دهد و شخص نادان مانند طبلي که جنگجويان قديم مي زدند. از درون تهي و خالي است اما آواز بلند دارد يعني علم ندارد ولي سخن زياد مي گويد.

به اين نکته توجه کنيد.
با اضافه کردن کلمات «با» و «بي» مي توانيم کلمه هاي مخالف بسازيم. مانند با ادب، بي ادب، با هوش، بي هوش، باهنر، بي هنر، باسليقه، بي سليقه، در بعضي از کلمات فقط «بي» مورد استفاده است: بيهوده، بيکار، بي سبب و ...

کار در کلاس:
1– کلمه هاي زير را بخوانيد و معناي آنها را بگوييد:
رنج بردن ¬ سختي کشيدن
سعي کردن ¬ کوشيدن
آموختن ¬ ياد گرفتن
عمل کردن ¬ انجام دادن
خواندن ¬ مطالعه کردن
گفتن ¬ سخن گفتن
پرهيز کردن ¬ دوري کردن
بوييدن ¬ بو کردن
خفتن ¬ خوابيدن
پژوهيدن ¬ تحقيق کردن
کندن ¬ حفر کردن
سراغ گرفتن ¬ پيگيري کردن
کاويدن ¬ جست و جو کردن، کندن

2– فعل و فاعل جمله هاي زير را معلوم کنيد:
عطار عطر مي فروشد. جنگجويان قديم در جنگها طبل مي زدند. الکساندر گراهام بل تلفن را اختراع کرد
عطار=فاعل/ مي فروشد=فعل/جنگجويان قديم=فاعل/طبل مي زدند=فعل/الكساندر گراهام بل=فاعل/اختراع كرد=فعل
پترس انگشت خود را در سوراخ ديوار سد فرو برد. نسيم بامدادي به انسان جاني تازه مي بخشد.
پترس=فاعل/فروبرد=فعل/نسيم=فاعل/مي بخشد=فعل
مسلمانان در سختيها يکديگر را ياري مي کنند. پرستوها در پاييز کوچ مي کنند.
مسلمانان=فاعل/مي كنند=فعل/پرستوها=فاعل/مي كنند=فعل

3– بگوييد هر يک از اين افراد کارشان چيست؟
عطار ¬ کسي که عطر مي فروشد.
دهقان¬ کسي که محصولات کشاورزي به دست مي آورد.
شهردار¬ کسي که اداره شهر به عهده اوست.
نقاش ¬ کسي که نقاشي مي کشد.
لوله کش ¬ کسي که لوله هاي يک ساختمان يا خانه را نصب و تعمير مي کند.
کفاش ¬ کسي که کفش مي دوزد و يا تعمير مي کند.
خراط ¬ کسي که چوب مي تراشد و چيزهاي خوبي درست مي کند.
جوشکار¬ کسي که آهن را به هم جوش مي دهد.
مغازه دار¬ کسي که در يک مغازه کار مي کند و جنس مي فروشد.

4– کلمه هاي زير را بخوانيد و بگوييد از هر کدام چه مي فهميد؟
معلوم کنيد ¬ مشخص کنيد
بدست آوريد ¬ حساب کنيد
معين کنيد ¬ تعيين کنيد، مشخص کنيد
مشخص کنيد ¬ معلوم کنيد، روشن کنيد
محاسبه کنيد ¬ به دست آوريد، حساب کنيد
حساب کنيد¬ به دست آوريد، تعيين کنيد.

پرسش:
1– چرا سعدي عالم بي عمل را به زنبور بي عسل تشبيه کرده است؟
چون هيچ عمل مثبتي را انجام نمي دهد و حتي ممکن است ضرر هم برساند و زيان آور باشد.

2– چگونه مي توان از بي ادبان ادب آموخت؟
مي توان از انجام کارهايي که زشت است و آنها انجام مي دهند خودداري کرد.

3– سعدي، دانا را به چه و نادان را به چه تشبيه کرده است؟
دانا را به صندوقچه عطار که خاموش و کم صدا ولي پر ارزش است و نادان را به طبل جنگي که توخالي است ولي پر سر و صدا.

4– گفته هاي سعدي در اين درس از کدام کتاب او نقل شده است؟
از کتاب گلستان سعدي

تمرين املا :
1– به آخر کلمه هاي زير «کار» اضافه کنيد و يک بار بنويسيد:
پشت + کار ¬ پشتکار
فريب ¬ کار ¬ فريبکار
درست + کار ¬ درستکار
بي + کار ¬ بيکار
کاشي + کار ¬ کاشيکار
صاف + کار ¬ صافکار

2– به مثال توجه کنيد و شما هم سه کلمه مانند آنها پيدا کرده و بنويسيد:
نمک + دان ¬ نمکدان
پست + چي¬ پستچي
قلمدان / يخدان / انفيدان / لوله کش / آهنگر / باغبان

3– به آخر کلمه هاي زير «راني» اضافه کنيد و بنويسيد :
سخن ¬ سخنراني
قايق ¬ قايقراني
کشتي ¬ کشتي راني
اتومبيل ¬ اتومبيلراني
تاکسي ¬ تاکسيراني

تمرين انشا:
1– بند چهارم درس را با دقت بخوانيد و سپس آن را به زبان ساده امروزي بنويسيد:
عطر بايد ذاتاً خوش عطر باشد و با تعريفهاي عطر فروش هيچ ماده اي خوشبو نمي شود. افراد دانا بايد علم آموخته باشند و بدون سر و صدا هنر و علم خود را نشان دهند ولي افراد نادان مانند طبل تو خالي پر سر و صدا هستند.

2– کلمه هاي و ترکيبهاي زير از درس علوم انتخاب شده اند، بنويسيد هر کدام آنها چه معنايي دارند؟
بازتابش: برگشت نور را از جسمي که نور به آن مي تابد، بازگشت يا بازتابش مي گوييم.
مولکول: کوچکترين قسمت هر ماده که تمام خاصيتهاي آن ماده را داشته باشد.
علفهاي هرز: علفهايي که در لابلاي گياهان مي رويند و از آب و غذاي گياهان استفاده مي کنند و بايد چيده شوند.
سبزينه: ماده سبز رنگ درون برگ که نام ديگر آن کلروفيل است و موجب سبز شدن رنگ برگ مي شود.
آوند: لوله هاي بسيار باريکي که آب را در گياه به قسمتهاي مختلف انتقال مي دهند.

برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید