کمک درسی تاريخ دوم راهنمایي - قسمت دوم
پيامبر ( ص ) در مدينه
مدينه , مرکز حکومت اسلامي :
حضرت پيامبر ( ص ) پس از هجرت از مکه به يثرب وتحمل روزهاي متوالي راه پيمايي سخت و طاقت فرسا , سرانجام به يثرب رسيد و مورد استقبال مسلمانان که از قبل آثار شرک و بت پرستي را نابود کرده بودند قرار گرفت و از آن پس اين شهر به مدينته النبي يا (( شهرپيامبر )) معروف شد .
پس مي توانيم ورود پيامبر به مدينه و سال هجرت پيامبر را از مکه به يثرب , آغاز تاسيس حکومت اسلامي و مبدا تاريخ اسلام بناميم . ايشان پس از ورود به مدينه ابتدا , مسجدي را بنا کرد که علاوه بر محل عبادت مسلمين , مرکز حکومت و تصميم گيري و اجتماع مسلمانان مدينه نيز به شمار مي رفت . ايشان سپس با يهوديان مکلف شدند تا اختلاف خود را کنار بگذارند و بر عليه کساني که قصد حمله به مدينه را داشتند متحد شوند .
اقدام مهم ديگر پيامبر در مدينه , ايجاد پيوند برادري ميان مسلمانان بود که بر پايه ايمان و اعتقاد بنا شده و اتحاد مسلمين را تقويت ميکرد.
غزوه بدر
با تاسيس حکومت اسلامي , مسلمانان توانسته بودند با اعتقاد پاک و ايمان استوار , جامعه اي را بسازند که نه تنها زير بار ظلم و زور مشرکان نمي رفت , بلکه با آنان مبارزه مي کرد . اما مشرکان مکه هچنان با اعمال زشت خود به مسلمانان ستم روا داشته و اموال مهاجران در شهر مکه را که به مدينه رفته بودند,تصاحب مي کردند .
در سال دوم هجرت ميان مسلمانان و مشرکان جنگ در گرفت , با اين توضيح که کاروان بازرگاني مشرکان از شام به مکه در حرکت بود و سپاهي از مشرکان از کاروان محافظت مي نمودند . پس از دوري کاروان مشرکان به فرماندهي پيامبر , ميان سپاه اسلام و مشرکان جنگ در گرفت. اين جنگ به دليل آنکه در اطراف چاههاي بدرروي داد و به دليل آنکه به فرماندهي شخص پيامبر صورت گرفت به غزوه بدر شهرت گرفت . ( جنگهايي را که پيامبر خود شخصا" در آن حضور داشت غزوه مي نامند ).
مسلمانان در اين جنگ عليرغم تصور مشرکان , با ايمان به خدا وند متعال , در پشت سر پيامبر , شجاعانه به مشرکان يورش مي بردند و به دليل همين هجوم شجاعانه و رشادت و دلاوري حمزه , عموي پيامبر و حضرت علي , مشرکان شکست خورند و بسياري از سران قريش و دشمنان معروف و ديرينه اسلام به دست حضرت علي ( ع ) , کشته شدند .پيروزي مسلمانان در غزوه ي بدر , آوازه ايشان و دين اسلام را در سراسر عربستان پراکنده ساخت و مشرکان را حراسان کرد
غزوه احد
پس از شکست مشرکان در غزوه ي احد , آنان تصميم گرفتند با سپاه سه هزار نفري و تجهيزات فراوان به مدينه حمله کنند . پيامبر ( ص ) مصلحت را در آن ديد که در داخل شهر مدينه با آنان بجنگد . اما جوانان خواهان رويا رويي با دشمنان در خارج شهر مدينه بودند . به همين هزار نفر از سپاهان رسول خدا به بيرون شهر مدينه رفتند.
اما 300 نفر به تحريک فردي به نام عبدالله بن ابي که به دليل مسلمان شدن مردم مدينه , از مقام رياست دور شده بود , به مدينه بازگشتند تا به قبول خودشان در داخل شهر مدينه با دشمنان بجنگند .
نتيجه اين جنگ که در منطقه اي بنام احد صورت گرفت , شکستن دندان پيامبر , شهادت حمزه (سيدالشهدا) عموي بزرگوار پيامبر و شکست مسلمين بود . در حقيقت آنان به طمع جمع غنائم و تصور شهادت پيامبر , مواضع تعيين را رها کرده و از پشت مورد حمله مشرکان قرار گرفتند و بدين ترتيب جنگ احد يا غزوه ي احد به نفع مشرکان به پايان رسيد.
غزوه خندق
در سال پنجم هجرت مشرکان به اتفاق يهوديان مخالف اسلام , سپاهي را فراهم کرده و تصميم گرفتند به مدينه حمله کنند . وقتي پيامبر (ص) از حمله آنان مطلع شد , با اصحاب به مشورت پرداخت و با پيشنهاد سلمان فارسي جهت حفر خندق در شمال مدينه موافقت نمود . سلمان فارسي ايراني بود و پس از آشنايي با اسلام در مدينه به جمع ياران رسول خدا پيوست . او ميدانست که دشمنان بدليل وجود کوهها و نخلهاي بسيار , تنها از شمال مدينه مي توانند به اين شهر حمله کنند . پس با اين پيشنهاد , ساير مسلمانان نيز به سرعت و با تحمل سختي و مشقت فراوان , خندقي را حفر کردند .
مشرکان با مشاهده خندقي به آن عظمت , چاره اي جز توقف در آن سوي خندق و محاصره مدينه نداشتند . اما پس از چند روز عده اي از جنگ جويان نامي قريش تصميم به حمله گرفتند که توسط حضرت علي کشته شدند و پس از کشته شدن پهلوان نامي آنها و يکي از يارانش , بقيه نيز پا به فرار گذاشتند و به آن سوي خندق رفتند . اما پس از چند روز مشرکان بدليل وزيدن بادي سخت و سرد و همچنين ايجاد اختلاف در ميان آنها , تصميم گرفتند تا به مکه باز گردند و دست از محاصره مدينه بردارند. به اين ترتيب مسلمانان با پايداري و هوشياري اين جنگ را به جنگ احزاب يا غزوه ي خندق معروف است .
صلح حدبييه و گسترش اسلام
پس از آنکه قدرت مسلمانان بر عرب آشکار شد مشرکان مکه با مسلمين صلح کرده و پيمان صلح حدبييه را منعقد نمودند . بر اساس اين پيمان مهم , مشرکان متعهد شدند تا ده سال با مسلمانان بجنگند به آنان اجازه زيارت خانه خدا را بدهندو مزاحم امنيت و آرامش ايشان نشوند.
با امضاي اين پيمان , پيامبر توانست آزادانه اسلام را تبليغ کرده و نامه هايي براي شاهان ايران , روم و مصر بنويسد و آنان را به اسلام دعوت کند.
فتح خيبر
پس از امضاي پيمان صلح و گسترش روز افزون دين اسلام , دشمنان بسيار خشمگين بودند از جمله يهوديان , با کارشکنيهاي خود , مشکلاتي را براي آنان بوجود مي آوردند.
به همين دليل رسول خدا در سال هفتم هجرت , به جنگ آنان رفت و قلعه هاي آنان را محاصره کرد . اين جنگ با دلاوري حضرت علي (ع) و فداکاري مسلمانان , به نفع ايشان پايان يافت .
و در همين زمان جعفر ابن ابيطالب و مسلماناني که به حبشه مهاجرت کرده بودند , به مدينه باز گشتند.
فتح مکه
پس از گذشت دو سال از پيمان حديبيه و پيمان شکني مشرکان , پيامبر اسلام با جمع آوري سپاه عظيم مسلمانان به طرف شهر مکه حرکت کرد .مشرکان که توان مقابله نداشتند , تسليم شده و از طرف پيامبر به آنان امان داده شد .
پس از هشت سال از زمان هجرت مسلمانان به مدينه , مکه توسط ايشان فتح گرديد و تمام بتهاي خانه کعبه توسط پيامبر و حضرت علي که بر دوش او نشسته بود , واژگون و ويران گرديد . و کعبه بار ديگر محل عبادت خداي يکتا شد.
در اين زمان ابوسفيان و خانواده اش اسلام آورده و پيامبر هم ايشان را عفو نمود. پس از فتح شهر مکه که بزرگترين و مهمترين شهر حجاز و مرکز ديني و تجاري اعراب محسوب ميشد آوازه مسلمانان به گوش همه مردم عربستان رسيد و طولي نکشيد که بيشتر مردم اين سرزمين مسلمان شدند.
آخرين سال هاي زندگي پيامبر
پيامبر گرامي اسلام در آخرين سالهاي عمر خود , پايه هاي اسلام را در عربستان و حتي در مرزهاي ايران و روم تقويت نمود و به تبليغ دين اسلام پرداخت.
و از همه مهمتر آنکه حضرت علي (ع) را در آخرين سفر خود که از سفر حج بازميگشت به جانشيني خود منصوب نمود.
او در مکاني به نام غدير خم که محل عبور بسياري از کاروانها بود , زائران خانه خدا را جمع کرده و حضرت علي را به عنوان جانشين خود معرفي نمود و خطاب به آنان فرمود :
(( هر کس که من مولاي او هستم , علي مولاي اوست )) و پس از اين واقعه , اين آيه از قرآن نازل شد که :
(( امروز دينتان را براي شما تکميل کردم و نعمتم را بر شما تمام ساختم و پسنديدم که دين شما اسلام باشد.))
وفات پيامبر اکرم (ص)
پيامبر اسلام در آخرين روزهاي خود , تلاش کرد تا لشکري را به فرماندهي اسامه به سوي مرزهاي (روم) روانه کند . عده اي از مهاجرين و انصار از اينکه پيامبر جواني نوزده ساله را براي فرماندهي برگزيده , ناراحت شده و به بهانه بيماري حضرت , از پيوستن به سپاه او خودداري ميکردند و نظر پيامبر را که مي فرمود , او شايسته فرماندهي است نمي پذيرفتند . پيامبر از اين پيش آمد ناراحت شده و آنان را سرزنش فرمودند . پيامبر در آخرين روزهاي عمر خود , هفت دينار اندوخته خود را ميان فقرا و بينوايان تقسيم کرد و با ذکر خدا و ياد او , در 28 صفر سال يازدهم هجرت رحلت فرمود .
به اين ترتيب , پيامبر بزرگوار اسلام از دنيا رفت و دو يادگار گرانبها يعني دين اسلام و خاندان عزيزش را به جا نهاد .او مردي بود که به فرمان خدا و براي تبليغ رسالت خويش 23 سال سخت ترين شکنجه ها را تحمل کرد.
پيامبر ( ص ) از نگاه حضرت علي
علي ( ع ) مي فرمايد : در اوقات سخت جنگ به رسول خدا پناه مي بريم . پيامبر عابد ترين مردم روزگار خود بود . روزها را روزه مي گرفت و شب ها عبادت مي کرد . در زندگي بسيار ساده بود . با نان جو و چند عدد خرما و يا حتي آب و نان , گرسنگي خود را بر طرف مي نمود و بر حصيري از ني و برگ درخت خرما مي خوابيد .
علاوه بر سادگي , رعايت نظافت و پاکيزگي را به دقت مي نمود و بر مسواک زدن و شستن بدن تاکيد مي فرمود . در شرم و حيا بي مانند بود . آرام و شمرده سخن مي گفت و زبانش را به دشنام نمي آلود . در رحم و عدالت بي مانند بود و در عين بخشش بزرگوارانه, در اجراي عدالت , درباره ي هيچ کس سستي و کوتاهي نمي کرد.
درباره ي زنان مکرر سفارش مي کرد و خود در کارهاي منزل به آنها کمک مي کرد . او پارسا ترين بندگان , شجاعترين فرماندهان, عادلترين حاکمان و دقيق ترين داوران و پدري با عطوفت , همسري مهربان , برادري دلسوز و غم خوار براي همه مومنان بود.
سال 1 هجرت استقرار اسلام در مدينه – پيوند برادري ميان مسلمانان – امضاء پيمان با يهود
سال 2 هجرت غزوه بدر - پيروزي چشمگير مسلمانان - گسترش آوازه ي اسلام در عربستان
سال 3 هجرت غزوه احد - نافرماني گروهي از سربازان – شهادت حمزه - عقب نشيني کفار
سال 5 هجرت غزوه خندق - اتحاد دشمنان اسلام - حفر خندق به پيشنهاد سلمان - جنگ حضرت علي ( ع ) با جنگجويان مشرک – پيروزي مسلمانان
سال 6 هجرت صلح حدبيه - گسترش هر چه بيشتر اسلام - دعوت پادشاهان کشورهاي مختلف از جمله ايران به اسلام
سال 7 هجرت فتح خيبر - سرکوب يهوديان پيمان شکن - بازگشت مهاجران از حبشه
سال 8 هجرت فتح مکه - پيمان شکني کفار - شکستن بتها در خانه خدا
سال 10 هجرت آخرين حج پيامبر ( ص ) - غدير خم
سال 11 هجرت وفات پيامبر ( ص )
سئوالات درس سوم
1- غزوه چيست ؟
به جنگهايي را که خود پيامبر شخصا در آن حضور مي يافت و در جنگ شرکت مي نمود , غزوه ميگويند.
2- علل شکست مشرکان را در غزوه خندق بيان کنيد ؟
مشرکان پس از مشاهده خندق بزرگ در شمال مدينه , مجبور شدند در پشت خندق بمانند و تنها به محاصره مدينه اقدام کنند . حتي چند تن از پهلوانان و جنگجويان نامي آنان از خندق عبور کرده و به جنگ با حضرت علي (ع) پرداختند که با کشته شدن آنان و وزيدن بادي سرد در ميان مشرکان و ايجاد اختلاف در ميان آنان , مسلمانان پيروز شدند و اين جنگ به شکست مشرکان انجاميد .
3- نخستين اقدام پيامبر (ص) پس از هجرت به مدينه چه بود ؟
بنا کردن مسجد که علاوه بر محل عبادت بندگان خدا , مرکز حکومت و تصميم گيري و اجتماع مسلمانان مدينه نيز به محسوب مي شد.
4- چرا مشرکان مکه جنگ احد را به راه انداختند ؟
به منظور جبران شکست جنگ بدر.
5- حوادث مهم سالهاي دوم تا هشتم هجري را به ترتيب بام ببريد ؟
غزوه ي بدر , غزوه ي احد , غزوه ي خندق , صلح حديبيه , فتح خيبر , فتح مکه
6- از تصميم پيامبر (ص) درباره تعيين اسامه به فرماندهي سپاه چه مي آموزيم ؟
مي آموزيم که لياقت و شايستگي افراد به سن آنها نيست . شايد فردي با سن زياد , شايستگي و توانايي رهبري و فرماندهي سپاه را نداشته باشد و بر عکس يک نفر با سن کم بتواند با کمک هوش و درايت , سپاهي را به خوبي رهبري کند .
7- در قرآن غزوه خندق چه ناميده شده است ؟ چرا ؟
جنگ احزاب , چون احزاب به معناي دشمنان ( يا حزبها يا گروههاي دشمن ) مي باشد و از آنجايي که مشرکان مکه از سراسر عربستان متحداني را با خود همراه کرده و يهوديان مخالف اسلام را نيز به جنگ ترغيب کرده بودند , به همين دليل اين غزوه علاوه بر خندق به احزاب نيز معروف است.
درس چهارم
تاريخ اسلام در مدينه ، پس از وفات پيامبر (ص)

خلافت ابوبکر
پس از رحلت حضرت پيامبر (ص) , در حاليکه ياران نزديک پيامبر به همراه حضرت علي (ع) مشغول تدفين آن حضرت بودند , گروهي از انصار واقعه غدير خم را ناديده گرفته و تصميم گرفتند شخصي را براي حکومت انتخاب کنند .
خبر اين اجتماع به گوش ابوبکر و عمر که از مهاجرين و اصحاب رسول خدا بودند رسيد آنان پس از حضور در محل , در مورد اينکه جانشين پيامبر حق مهاجرين است يا انصار به گفتگو پرداختند . سپس ابوبکر در مورد فضائل مهاجرين سخن گفت و پس از زنده شدن خاطره اختلافات گذشته در ميان انصار آنان نيز با حاضران جمع بيعت کردند . مسلمانان در اين زمان به دودسته تقسيم شدند . عده اي بيعت را پذيرفتند و عده اي که با توجه به دستور پيامبر در مورد جانشيني حضرت علي (ع) از پذيرفتن بيعت سر باز زدند. از جمله ابوذر و عمار ياسر که از نزديکترين ياران پيامبر بودند . اين گروه بعدها به شيعيان معروف شدند.
پس از به خلافت رسيدن ابوبکر , حضرت علي (ع) براي حفظ وحدت مسلمانان و با توجه به خطراتي که مسلمانان و اسلام را تهديد ميکرد در مقابل اين خلافت سکوت نمود .
خطرات آن دوره را مي توان به دو دسته تقسيم نمود : 1- پيدايش پيامبران دروغين 2- نا آرامي در مرزهاي ايران و روم ابوبکر براي مقابله با پيامبرن دروغين سپاهي را فرستاد و آنان را شکست داد .و سپس براي مقابه با خطر دوم , سپاه مسلمانان را به دو دسته تقسيم کرد:
1- گروهي را به مرزهاي ايران فرستاد که توانستند نواحي مرزي ايران را فتح کنند .
2- گروه ديگر را به مرزهاي روم فرستاد آنها توانستند قسمتي از سرزمين شام (سوريه) را تصرف کنند.
دوران خلافت ابوبکر دو سال طول کشيد.
خلافت عمر
عمر در آخرين روزهاي زندگي ابوبکر و توسط شخص او به خلافت منصوب شد و بلافاصله , قواي کمکي را براي ياري مسلمانان که در سرزمينهاي ايران و روم در حال جنگ بودند فرستاد و برايشان فرماندهان جديد را تعيين کرد .
شکست روميان و تصرف شام , سپاهيان در مرز روم , پس از جنگهاي سخت آنان را شکست دادند و سراسر شام را به تصرف در آوردند . و معاويه پس از چندي توسط ابوبکر حاکم شام شد .
سرزمين شام از پايگاههاي مهم روميان بود و مسلمانان , پس از شام لبنان و فلسطين را نيز فتح کردند و سپس راه براي فتح مصر که زير سلطه روميان بود , هموار شد .
شکست ساسانيان و فتح ايران , در اوايل خلافت عمر گروهي از سپاه مسلمين با وجود پيشرفتهاي اوليه در مرزهاي ايران , در مقابل سپاه ساساني متحمل شکستهايي شده بودند . بدين ترتيب پس از شکست روميان تعداد زيادي از سپاهيان مسلمان به مرزهاي ايران فرستاده شدند و سرانجام يزگرد سوم که در آن هنگام بر ايران حکومت ميکرد , از مسلمانان شکست خورد .
خلافت عثمان
عمر در تاريخ 23 هجري پس از ده سال خلافت توسط شخصي به نام "فيروز " مجروح شد و سپس در گذشت . او قبل از مرگ شورايي را با حضور حضرت علي (ع) و عبدالرحمن بن عوف تشکيل داد تا در اين شورا , خليفه جديد را برگزيند .
به دستور عمر , کسي خليفه ميشد که بيشترين آراء را از آن خود کند و يا در صورت تساوي آرا شخصي انتخاب شود که عبدالرحمن بن عوف با او موافق باشد . پس از سه روز , عبدالرحمن رو به علي (ع) کرد و از او خواست تا به شرط عمل به کتاب خدا و سنت پيامبر و در پيش گرفتن روش دو خليفه قبل , خلافت را بپذيرد . حضرت علي (ع) دو شرط کتاب خدا و سنت پيامبر را پذيرفت . اما عبدالرحمان رو به عثمان کرد و همين شرط را براي او متذکر شد و عثمان همه شرايط را پذيرفت و خليفه شد .
در دوران خلافت عثمان فتح نواحي باقيمانده ي ايران به جز سواحل جنوبي درياي مازندران ( گيلان و قسمتي از مازندران ) به دليل وجود رشته کوههاي بلند و جنگلهاي فراوان ادامه يافت.
قتل عثمان
در سال 35 هجري گروهي از مردم عراق و مصر جهت شکايت از عثمان به مدينه آمدند. چرا که ثروت اندوزي و اقدامات نا درست حکومتي اطرافيان عثمان , مردم را بسيار ناراضي کرده بود . و در اين ميان عمرو عاص , طلحه و زبير که اولي از حکومت مصر عزل شده بود , بيش از همه به تحريک مردم پرداختند. عثمان از شدت ترس به حضرت علي روي آورد از او راه چاره جست . حضرت نيز پس از نصيحت عثمان و تلاش او در جهت اصلاح امور , با نا راضيان به صحبت پرداخت و آنان را به شهرهاي خود روانه کرد . در اين ميان مروان حکم منشي عثمان ضمن نوشتن نامه اي به حاکم مصر و معرفي افراد ناراضي , از او خواست تا ايشان را مجازات کند . حامل نامه , در راه به گروه ناراضيان بر خورد کرد و آنها پس از قرائت نامه با خشم بيشتر به مدينه بازگشتند و همراه با ناراضيان کوفه خانه عثمان را محاصره کردند و از او خواستند تا مروان را به ايشان تسليم کند . اما خليفه از اينکار امتناع ورزيد . در نهايت عليرغم صحبت هاي حضرت علي (ع) و نصيحت شورشيان , آنها خانه را محاصره کرده , به خانه عثمان يورش برده و او را به قتل رساندند و بدين ترتيب دوران خلافت عثمان نيز به پايان رسيد .
تاريخ اسلام در مدينه پس از پيامبر
|
11تا 13 هجري |
ابوبکر |
تولد پيامبر گرامي اسلام ( ص ) |
|
13 تا 23 هجري |
عمر |
وفات مادر پيامبر (ص) - سرپرستي عبدالمطلب |
|
23 تا 35 هجري |
عثمان |
وفات عبدالمطلب - سرپرستي ابوطالب |
|
35 هجري |
امام علي (ع) {مدينه} |
شرکت در پيمان حمايت از ستمديدگان |
خلافت حضرت علي ( ع ) در مدينه
پس از عثمان , حضرت علي (ع) با توجه به اصرارهاي فراوان مردم پذيرفت تا خليفه شود و طلحه و زبير نيز از اولين کساني بودند که با او بيعت کردند . در هنگام خلافت حضرت علي (ع) جامعه مسلمين دچار مشکلات فراوان بود . از يک طرف سرزمينهاي بسياري فتح شده بود و از طرف ديگر , بعضي از عربها بر خلاف دين اسلام ميان اعراب و غير اعراب تفاوت مي گذاشتند همچنين با فتح سرزمينها و به دست آوردن غنائم فراوان , عده اي به نا حق , و بر خلاف دستورات اسلام جهت رعايت عدالت , ثروت بسياري را براي خود جمع کرده بودند . و در بعضي از سرزمينهاي اسلامي کساني که صلاحيت حکومت مسلمانان را نداشتند , فرمانروائي ميکردند . به اين ترتيب , حضرت علي (ع) حکمرانان نا لايق را برکنار کرد و تمام مسلمانان را اعم از فقير و غني و عرب و غير عرب را برابر دانست . اقدامات حضرت علي (ع) بسياري از مسلمانان و خصوصا ايرانيان را که جلوه کامل عدالت اسلامي را در شيوه حکومت ايشان ميديدند خوشحال شده و به ايشان علاقمند شدند. اما گروهي نيز از اقدامات حضرت ناراضي بودند.
تعيين تاريخ هجري
در دوران خلافت عمر , عواملي چون گسترش قلمرو مسلمانان و افزايش تعداد آنان و توسعه امور مالي و اداري حکومت , باعث شد تا حضرت علي (ع) سال هجرت پيامبر (ص) را به عنوان مبدا تاريخ مسلمانان براي هميشه تثبيت کند.
تا قبل از اين زمان , از تاريخ هجري استفاده ميشد که رسميت نداشت.
سوالات درس چهارم
1- کدام قسمت از ايران در زمان خلافت عثمان فتح نشد ؟ چرا ؟
سواحل جنوبي درياي مازندران ( گيلان و قسمتي از مازندران ) به دليل وجود کوههاي بلند و جنگلهاي فراوان فتح نشد .
2- چرا حضرت علي (ع) بعد از عمر به خلافت نرسيد ؟
چون شرط عبدالرحمن ابن عوف را نپذيرفت . يعني تنها پذيرفت که به کتاب خدا و سنت پيامبر عمل کند و شرط ادامه روش دو خليفه قبل را نپذيرفت .
3- در اوايل خلافت ابوبکر , چه خطراتي اسلام و جامعه اسلامي را تهديد مي کرد ؟
1- پيدايش پيامبران دروغين
2- نا آرامي در مرزهاي ايران و روم
4- امام (ع) هنگام پذيرش مقام خلافت , چه مشکلاتي داشت , دو مورد را بنويسيد ؟
بسياري از حکام نا لايق و بي صلاحيت , حکمراني کشورهاي اسلامي رابه عهده داشتند.عده اي به دليل فتح سرزمينهاي بسيار , به نا حق , ثروت بسياري را براي خود اندوخته بودند و املاک بسياري را به خود اختصاص دادند.