کمک درسی تاريخ دوم راهنمایي - قسمت سوم
خلافت حضرت علي و امام حسن – عليهم السلام – در کوفه

جنگ جمل
پس از قبول حکومت و خلافت از سوي حضرت علي , افرادي چون طلحه و زبير دانستند که در حکومت حضرت علي , اجازه ندارند به طور نا مشروع بر ثروت و دارايي خود بيفزايند به همين دليل به بهانه زيارت خانه خدا اما به جهت مخالفت با آن حضرت از مدينه به مکه رفتند و عايشه همسر پيامبر را نيز با خود همراه کردند .
بدين ترتيب سپاهي به همراهي طلحه و زبير و عايشه از مکه به سوريه رفتند و آماده جنگ شدند . حضرت علي نيز براي مقابله با ايشان با سپاهيان خود به عراق رهسپار شد . حضرت علي از طلحه و زبير خواست تا صلح را پيشه کنند اما پس از مخالفت آنان جنگ در گرفت . طلحه توسط مروان حکم کشته شد و زبير هم پس از کناره گيري از جنگ در بصره به قتل رسيد و سرانجام پس از يک جنگ سخت سپاه حضرت علي به پيروزي رسيد . در جريان اين جنگ که حمل ناميده شد . بدليل آنکه عايشه بر يک شتر سوار بود اين جنگ را جنگ حمل يا شتر ناميدند).
عايشه به اسارت درآمد و حضرت علي به احترام پيامبر با مهرباني او و برادرش محمد بن ابي بکر را که از ياران با وفاي پيامبر بود به مدينه فرستاد .
پس از اين جنگ امام کوفه را مرکز خلافت خود قرار داد . چون اين شهر از نظر ارتباط با ايران و شام موقعيت مناسبي داشت و حضرت علي (ع) با عزيمت به اين شهر مي خواست که به شام نزديک تر شود.
جنگ صفين
معاويه , حاکم شام , پس از سرپيچي از دستورات حضرت علي (ع) و عدم کناره گيري از حکومت شام , دست به اقداماتي از جمله بخشيدن اموال به طرفداران خود و تحريک ايشان فريب مردم شام و تحريک آنان جهت گرفتن انتقام خون عثمان زد و به اين ترتيب تصميم گرفت تا مقام حکومت بر همه مسلمانان را بدست آورد .
اما با حيله گري به عمروعاص وعده داد تا بااو همراه شود و حکومت مصر را پس بگيرد و تصميم گرفت تا به جاي قبول فرمان حضرت علي (ع) به کوفه حمله کند . امام علي (ع) نيزبا سپاهيان خود به مقابله او رهسپار شد و دو گروه در محلي به نام صفين به هم رسيدند . امام علي (ع) جهت جلوگيري از جنگ و خونريزي چندين قاصد را فرستاد تا ضمن صحبت با سپاه شام , آنان را از جنگ منصرف کند . اما معاويه نپذيرفت و جنگ سختي در گرفت وعده زيادي کشته شدند .
در اين جنگ سپاه حضرت علي (ع) قهرمانه نبرد کردند و سپاه معاويه توسط مالک اشترسردار سپاه اسلام در معرض شکست قرار گرفت.
جنگ نهروان
در جنگ صفين جرياني به نام جريان حکميت اتفاق افتاد تا معاويه بتواند با ادامه اين جريان از شکست فاصله بگيرد . اما پيروان حضرت علي (ع) نتيجه حکميت را نپذيرفتند و دانستند که اين جريان فقط يک حيله است . در اين زمان همان گروه گمراه و ساده انديش سپاه حضرت که ايشان را به قبول صلح و حکميت مجبور ساخته بودند , از سپاه حضرت خارج شدند و به خوارج معروف گرديدند.
خوارج پس از جدايي از سپاه امام علي به اعمال زشت و غير انساني مانند غارت و اذيت و آزار مسلمين پرداختند و حضرت علي را به جنگ با خود ترغيب نمودند و هر دو گروه در محلي به نام نهروان به هم رسيدند . گروهي از خوارج پس از صحبتهاي نصيحت گونه امام دست از جنگ کشيدند و بقيه با سپاه حضرت درگير جنگ شدند و شکست خوردند و تنها عده کمي از ايشان فرار کردند.
شهادت حضرت علي (ع)
پس از جنگ نهروان , مردم کوفه حاضر به اطاعت فرمان حضرت علي (ع) مبني بر جنگ با معاويه نشدند و معاويه در برابر, قدرت و قلمرو خود را گسترش ميداد . او عمر و عاص را با لشگري به مصر فرستاد و او نيز محمدبن ابي بکر ( فرزند خليفه اول ) را که والي حضرت علي بود و در مصر بود با نيرنگ به شهادت رساند و خود حاکم مصر شد.
در اين ميان مالک اشتر که جهت حکمراني مصر , عازم اين سرزمين بود , با سم به شهادت رسيد و حکومت مصر , طبق وعده معاويه به عمروعاص رسيد . معاويه پس از رسيدن به مقاصد خود ، به جنگ با مسلمين در نقاط مختلف پرداخت و عده اي از مسلمانان را به شهادت رساند . اما مردم کوفه باز هم در مقابل فرمان حضرت علي (ع) , مبني بر جنگ با معاويه , ايستادند و تنها تعداد کمي با حضرت همراه شدند و لشگر معاريه را به عقب راندند.
در همين زمان , حضرت علي که مشغول آماده سازي سپاه برعليه معاويه بود در نوزدهم ماه رمضان سال 40 هجري به دست يکي از خوارج به نام ابن ملجم مرادي در مسجد مجروح شد و در 21 رمضان ( دو روز بعد ) به شهادت رسيد .
|
35 تا 40 هجري |
(( حضرت علي (ع) )) شروع مخالفت با حکومت عادلانه امام علي (ع) جنگ جمل- انتخاب کوفه به عنوان مرکز حکومت جنگ صفين- ماجراي حکميت پيدايش خوارج-جنگ نهروان-شهادت حضرت علي (ع) اداره ايران توسط حاکمان مسلمان |
|
سال 40 هجري |
(( حضرت حسن (ع) )) آماده شدن امام براي جنگ حيله گري معاويه و بي وفايي مردم نسبت به امام صلح با معاويه |
خلافت حضرت علي و امام حسن – عليهما السلام – در کوفه
خلافت امام حسن (ع)
دو روز پس از شهادت حضرت علي (ع) مردم با امام حسن (ع)بيعت کردند. امام حسن دومين امام شيعيان و نمونه تقوا و جهاد در راه خدا بود .
او در شجاعت کم نظير و در گذشت و بردباري به جد بزرگوار خود حضرت پيامبر (ص) شبيه بود همچنين او را شبيه ترين فرد به خاندان پيامبر (ص) به رسول خدا ميدانستند.
امام حسن نيز در روزهاي نخست ولايت , از معاويه خواست تا با سرکشي از دستورات را کنار بگذارد . اما معاويه لشگري فراهم آورد و قصد جنگ نمود . امام حسن (ع) نيز از مردم کوفه خواست تا خود را آماده نبرد کنند اما تعداد کمي پذيرفتند و آماده جنگ شدند. و امام نيز سپاهي را تحت فرماندهي عبيدالله بن عباس براي مقابله با معاويه فرستاد .
صلح امام حسن با معاويه
معاويه با پرداخت پول بسياري از ياران امام حسن و عبيد الله بن عباس را طرفدار خود کرد از طرف ديگر در ميان سپاه امام حسن (ع) شايعه صلح ايشان با سپاه معاويه را پراکنده ساخت و مخالفت با آن حضرت در سپاه او آنقدر بالا گرفت که حتي عده اي تصميم به قتل امام گرفتند . تمام اين اقدامات , اختلاف ميان سپاه امام را دامن زد و بسياري از افراد راحت طلب , فريب حيله هاي معاويه را خوردند و از حضرت مصرانه خواستند که با معاويه صلح کند.
اينها همان مردماني بودند که حضرت علي (ع) در موردشان فرمود : اي مردنمايان نامرد,اي فکر شما چون خواب مشوش کودکان , کاش شما را نمي ديدم و نمي شناختم . آه چه آشنايي ملالت بار و غم انگيزي . مرگ بر شما باد که قلب مرا به درد آورديد و سينه ام را از خشم مالامال کرديد و جام اندوه را جرعه جرعه در گلويم ريختيد و با نا فرماني و سستي , نقشه ام را باطل کرديد.
امام حسن (ع) با ديدن اين شرايط , صلح را پذيرفت چرا که ميدانست ياران امام در برابر لشکر معاويه که بيست برابر بودند تاب مقاومت ندارند و در صورت جنگ , تعداد ياران با وفايش نيز کشته خواهند شد . بدين ترتيب به خاطر مصلحت اسلام و آشکار کردن چهره واقعي معاويه راضي به صلح با او شد .و شرايطي را نيز براي پذيرفتن صلح اعلام کرد .از جمله اينکه معاويه حق ندارد براي خود جانشين تعيين کند و خود را اميرالمومنين بنامد.
سوالات درس پنجم
1- چرا در جريان جنگ هاي صفين و نهروان , امام علي (ع) ابتدا دستور حمله نداد؟
در جنگ نهروان نيز به جهت نصيحت خوارج و دعوت آنها به راه راست , جنگ صفين حضرت امام علي (ع) به اميد هدايت گمراهان و اتمام حجت با معاويه دستور حمله نداد.در جنگ نهروان نيز به جهت نصيحت خوارج و دعوت آنها به راه راست , دستور حمله را صادر نکرد .
2- چرا امام حسن (ع) ناچار به صلح با معاويه شد ؟
بدليل آنکه تنها تعداد کمي از ياران با وفايش حاضر به جنگ بودند و در صورت جنگ کشته مي شدند و از همه مهمتر آنکه به خاطر مصلحت اسلام و آشکار ساختن چهره واقعي معاويه , با شرايطي حاضر به صلح شد .
3- چرا پس از جنگ جمل , امام علي (ع) کوفه را مرکز حکومت خويش قرار داد.
زيرا کوفه از نظر ارتباط با ايران و شام و حجاز موقعيت مناسبي داشت و حضرت علي (ع) مي خواست به شام نزديک باشد .
4- خوارج چه کساني بودند و سرانجام آنان چه شد ؟
خوارج کساني بودند که با گمراهي و ساده انديشي , حضرت را به قبول حکميت و صلح مجبور ساختند و از لشکر حضرت علي (ع) خارج شدند و به همين دليل به خوارج معروف گرديدند.
درس ششم
خلافت بني اميه در دمشق

معاويه با تاسيس سلسله اموي ، خلافت را به سلطنت تبديل مي کند.
معاويه پس از پذيرفتن تمام شرايط امام حسن (ع) در سال 41 هجري به خلافت رسيد. اما شرايط صلح را در فرصت بسيار کوتاهي ناديده گرفت و ظلم و ستم به شيعيان را در پيش گرفت و با اين اقدامات مسلمين دانستند که او چگونه حاکمي است و عدم اطاعت از امام حسن (ع) چه نتايجي دارد.
پس از مدتي معاويه حضرت امام حسن را بدليل مخالفت با نظرات او و رسيدن به اهداف شومش با سم به شهادت رساند. و پس از شهادت آن حضرت ، روز به روز بر ميزان ستمکاري و اذيت مسلمين افزود.
او بيت المال را ميان طرفداران و بستگان خود تقسيم ميکرد و در دمشق دربار پادشاهي براي خود بوجود آورد و در آخر نيز فرزندش يزيدرا به جانشيني خود برگزيد و مخالفت امام حسين (ع) ، امام سوم شيعيان را برانگيخت.
حکومت يزيد و قيام امام حسين (ع)
در سال 60 هجري يزيد پس از مرگ پدر به جاي او نشست. و امام حسين (ع) با او که مردي فاسد و شراب خوار و صد در صد مخالف اسلام بود به مخالفت بر خاست.
يزيد در ابتداي حکومت خود ، از حاکم مدينه خواست تا از امام حسين بيعت بگيرد و در غير اينصورت او را بکشد و حاکم مدينه نيز در صدد اجراي دستور بر آمد. اما امام حسين از مدينه به مکه مهاجرت کرده و خانواده خود را نيز به همراه برد . از طرفي مردم کوفه نيز با انتشار خبر مرگ معاويه و مخالفت امام حسين با يزيد ، از او خواستند تا به سمت کوفه حرکت کند و به عراق برود.
امام حسين (ع) پسر عموي خود مسلم بن عقيل را به کوفه فرستاد تا مقدمات قيام عليه يزيد را فراهم کند 18 هزار نفر از مردم کوفه با او بيعت کردند. اما پس از آگاهي يزيد از اين ماجرا ، در صدد برآمد تا با فرستادن فرمانده حيله گر و بي رحم به نام عبيدالله بن زياد به کوفه ، مردم را بترساند و آنان را از اطراف مسلم براند و در نهايت نيز به مقصود خود رسيد و مردم را تنها گذاشتند. عبيدالله نيز مسلم را به شهادت رساند.
اما مسلم نيز پس از بيعت مردم کوفه ، با فرستادن نامه اي از امام حسين خواست تا به عراق بيايد . امام نيز با خوانواده خود و يارانش به سوي عراق حرکت کرد اما در ميان راه از خيانت مردم و شهادت مسلم مطلع شد . عبيدالله نيز شخصي را به نام حر مامور کرد تا امام حسين و يارانش را زير نظر داشته باشد.
عبيدالله پس از مدتي عمر بن سعد را با سي هزار سرباز به صحراي کربلا فرستاد و از او خواست تا در برابر بدست آوردن حکومت ري ، امام حسين را به شهادت برساند. به همين دليل عمر براي رسيدن به حکومت ري که از شهرهاي مهم ايران بود ، آب را بر امام حسين و خاندان و يارانش بست و هر چه امام حسين کوشيد تا با سخنهايش آنان را نصيحت کند ، نپذيرفتند.
سال 61 هجري و واقعه جان گداز عاشورا
جنگ ميان امام حسين و 72 تن از ياران با وفايش با سپاهيان عمربن سعد در روز دهم محرم (عاشورا) آغاز شد و حر نيز در آغاز جنگ پس از شنيدن سخنان امام حسين به ياران او پيوست و پس از جنگ با دشمنان به شهادت رسيد . جنگ در روز عاشورا از صبح تا ظهر به طول انجاميد و تمام ياران حضرت که براي زنده نگه داشتن اسلام دلاورانه جنگيده بودند به شهادت رسيدند.
در واقعه کربلا ، امام حسين ، برادرش حضرت عباس ، فرزندش علي اکبر و حتي فرزند شيرخواره اش علي اصغر و تمام يارانش را در راه خدا از دست داد و يکه و تنها به سپاه دشمن حمله ور شد .
سپاهيان يزيد پس از مشاهده شجاعت و دلاوري امام حسين پا به فرار گذاشتند و پس از دادن کشته هاي بسيار او را به شهادت رساندند . امام حسين که مظهر شجاعت و ايثار و سرور شهيدان اسلام است ، با تحمل مصيبتهاي فراوان و ايثار خون خود ، به همگان درس آزادگي و شجاعت آموخت تا اسلام زنده بماند.
سپاهيان يزيد پس از شهادت امام حسين ، تمامي فرزندان و خانواده آن حضرت از جمله علي بن الحسين امام چهارم شيعيان که در بستر بيماري بود به اسارت گرفتند و به شام فرستادند.
يزيد که شهادت امام حسين را پيروزي بني اميه بر خاندان پيامبر مي دانست بسيار خوشحال بود اما پس از شنيدن خطبه هاي کوبنده حضرت زينب (س) و امام سجاد (ع) در دمشق و دربارگاه خود بسيار غمزده و خشمناک گرديد. آنان با ايراد سخنراني کوبنده ، حقيقت واقعه کربلا و چهره واقعي حکومت يزيد و خاندانش را روشن کردند و مسلمانان از ظلم و ستم بني اميه آگاه شده و در عراق و ايران و مکه و مدينه به مخالفت آنان برخاستند.
حکومت ظالمانه بني اميه و قيام هاي مسلمانان
مسلمانان و بخصوص شيعيان از آزار و اذيت معاويه ، يزيد و جانشينانش که افرادي ظالم و ستمکار بوده و مخالف اسلام بودند به ستوه آمده بودند و قيام بسياري را عليه حکومت بني اميه ترتيب دادند و اين قيامها پايه هاي حکومت بني اميه سست کرد . اما آنان نيز بر آزار و اذيت مسلمانان افزودند و حتي امام چهارم را نيز به شهادت رساندند.
حجاج بن يوسف ، مامور بي رحم معاويه ، فرماندار و حاکم ايران و عراق بود و از کوفه ( مرکز حکومت خود ) فرمانرواياني را براي اداره نواحي مختلف ايران اعزام مي کرد . او در دوران حکومت خود بسياري از مردم حق طلب و خصوصا شيعيان را يا به زندان انداخته بود و يا به شهادت رسانده بود . و با گرفتن ماليات هاي گزاف ايرانيان را نيز بسيار مي آزرد . اما عليرغم دشمني حجاج و بني اميه با مسلمانان و خوصوصا خاندان پيامبر ، تعداد شيعيان روز به روز اضافه مي شد و در نهايت ، به دليل ستمگري و فساد بني اميه ، مسلمانان بر عليه آنها بر خاستند و در ميان رهبران آنان ابو مسلم خراساني که با او طرفداري خاندان پيامبر ، عده زيادي را در اطراف خود جمع کرده بود ، به جنگ با آنان پرداخت و خليفه اموي مروان حمار را شکست داد و با کشته شدن مروان ، سلسله بني اميه در 132 هجري منقرض گرديد .
علل سقوط بني اميه
علل سقوط بني اميه به 4 دسته تقسيم مي شود :
1- قيام امام حسين (ع) و شهادت ايشان که امويان را رسوا ساخت و چهره ضد اسلامي آنان را آشکار کرد . (مهمترين دليل سقوط )
2- بني اميه بدليل آنکه حکومت را با زور و حيله غصب کرده بودند و بر خلاف اسلام نيز عمل ميکردند ، مخالفت و قيام پي در پي مسلمين را بر مي انگيختند.
3- در ميان مخالفان بني اميه ، نه تنها مردم غير عرب ، بلکه بسياري از اعراب هم مخالف آنان بودند. چون بني اميه نژاد پرست ، غير اعراب را تحقير کرده و به منظور طرفداري از بعضي قبايل ، قبايل ديگر را تحريک ميکردند.
4- از آنجايي که قلمرو بني اميه بسيار وسيع بود ، آنها کنترل خود را بر نواحي دور دست از دست دادند و نتوانستند مستقيما بر اين نواحي نظارت کنند و در نتيجه قيامهايي از اين نواحي نيز صورت ميگرفت.
|
41 تا 132 هجري |
بني اميه
|
معاويه |
تبديل خلافت به سلطنت- جانشيني يزيد |
|
يزيد |
شهادت امام حسين (ع) 61 هجري | ||
|
ديگر خلفاي بني اميه |
قيام مردم مدينه- قيام مختار – قيام زيد حکومت حجاج بن يوسف در عراق توسعه قلمرو بني اميه – افزايش ظلم و ستم بر مسلمانان | ||
|
مروان حمار |
قيام ابومسلم در خراسان – انقراض سلسله اموي |
سوالات درس ششم
1- دو علت سقوط بني اميه را بنويسيد ؟
قيام امام حسين و شهادت ايشان و يارانشان که باعث شد تا امويان رسوا شده و چهره ضد اسلامي آنان بر همه آشکار شود.
2- به دنبال وقوع چه جرياني ، مردم شخصيت واقعي معاويه را شناختند ؟
او پس از رسيدن به خلافت ، پيمان صلح را ناديده گرفت و بسياري از شيعيان را به شهادت رسانده و به مردم بسيار ستم کرد .
3- چگونگي دعوت مردم کوفه از امام حسين تا واقعه کربلا را در چند سطر بنويسيد؟
مردم کوفه با انتشار خبر مرگ معاويه و مخالفت امام حسين با يزيد ، نامه هاي فراواني را به امام نوشتند و ايشان را به عراق دعوت کردند و 18 هزار نفر با نماينده امام حسين يعني مسلم بن عقيل بيعت کردند. اما با ورود عبيدالله بن زياد به کوفه و ترس مردم از او ، از اطراف مسلم رفتند و شهادت او را نظاره کردند و پس از ورود امام به صحراي کربلا ، با سپاه عمر سعد به جنگ با او رفتند.